مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
285
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
اين خبر به روشنى نشان مىدهد كه يزيد نزد مردم به اين كار مشهور بود . سخن امام حسين عليه السلام به معاويه نيز اين مطلب را تأييد مىكند ، آنجا كه مىفرمايد : گويى كه پردهنشينى را توصيف مىكنى يا غايبى را مىستايى كه تنها تو از او خبر دارى . يزيد خود آيينهء انديشه خويش است . او جنگ سگان هار را به تماشا مىنشيند و كبوتربازى را پى مىگيرد و زنان خنياگرِ چنگ نواز سرگرم به گونههاى لهو و لعب را گرد يزيد ببين و آنگاه او را يار خود مىيابى ، و الا اين تلاشها را واگذار ! « 1 » ابن كثير در تاريخش در اين باره عبارتى دارد كه به اشتهار يزيد در اين كار تصريح مىكند : او به چنگ و نوشيدن شراب و موسيقى و شكار و برگزيدن مردان و زنان خواننده و سگ و جانوران شاخزن همچون قوچ و خرس و بوزينه علاقه داشت و هر روز صبح كه از خواب بر مىخواست مست بود . « 2 » حتى برخى مورخان او را پيشگام اين كار شمردهاند : يزيد بن معاويه نخستين كس بود كه آشكارا شراب نوشيد ، و نسبت به موسيقى و شكار و گزيدن كنيزان آوازهخوان و امْرَدان و سرگرم شدن با بوزينگان به گونهاى كه مترفان را به خنده وا دارد و جنگ دادن سگ و خروس ، از خود شيفتگى نشان مىداد . « 3 » از آن روزى كه در كاخ پدرش ديده به جهان گشود ، هر چه مىخواست بلافاصله حاضر بود . او عادت نداشت كه خواستهاش رد شود ؛ و همين امر موجب شده بود تا به خلاف پدرش كه شخصيّتى چند بعدى داشت ، يك بعدى بار بيايد ؛ و چنان كوتاه نظر و نابخرد باشد كه به هيچ كارى جز از يك زاويه ننگرد . از اين رو همه دشوارىها را با بىباكى قاطعانهاى كه از هرگونه حكمت و پختگى و آگاهى تهى بود ، از پيش برد . گويى همه دنيا كاخ پرناز و نعمت پدر او بود و هيچ كس حق مخالفت با خواستهها و تمايلات او را نداشت . « يزيد هرگز نافرمانى كسى را تحمل نمىكرد و معتقد بود كه بر همهء مردم واجب است كه از او فرمان ببرند و هر كس از فرمان او سر بر مىتافت ، سر و كارش با شمشير بود . » « 4 »
--> ( 1 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 187 . ( 2 ) - البدايه والنهايه ، ج 2 ، ص 258 . ( 3 ) - معالم المدرستين ، ج 3 ، ص 24 به نقل از انساب الاشراف . ( 4 ) - الفتنة الكبرى ، ج 2 ، ص 237 .